*حجاب گوهر ناب*
سالهای خیلی دور نیمه شبی در نجف آیت الله جمال خوانساری در حجره اش مشغول مطالعه بود صدای خنده ای از کوچه در نیمه شب اون رو متعجب کرد سر از پنجره بیرون آورد و دید دو تا زن کاملا با حجاب از کوچه رد می شوند ولی صدای خنده شان بلند است عمامه ی خود را به زمین زد و گفت: یا صاحب الزمان کی می خوای بیای که ناموس شیعه صدای خنده اش بلند است اگر الان ایشان بودند فک کنم برای فقط یه روز هم تمامی عمامه های طلبه ها کم باشد ببین الان مهدی فاطمه چه می کشد... اینجا ایران است!؟ شاید باورش سخت است اما واقعیت دارد بله!!! اینجا........ایران است سرزمین213255 لاله خونین بال از خاطرات مدافعان 8 سال دفاع مقدس:
**ولادت آسمانی ترین جوان روی زمین و روز جوان مبارکباد** نسل جوان را به جوان رهبری جلوه ی توحید ،علی اکبری هر که هوای رخ احمد کند در تو تماشای محمد کند در آینده ای نزدیک نگاهی به دور و برت بینداز
چــــــــــــــادر من ، تــــــــــاج بـــــــنــــــدگی مـــــن است ...
یادم می آید یک روز که در بیمارستان بودیم، حمله شدیدی صورت گرفته بود. به طوری که از بیمارستان های صحرایی هم مجروحین زیادی را به بیمارستان ما منتقل می کردند
اوضاع مجروحین به شدت وخیم بود. در بین همه آنها، وضع یکیشان خیلی بدتر از بقیه بود. رگ هایش پاره پاره شده بود و با این که سعی کرده بودند زخم هایش را ببندند، ولی خونریزی شدیدی داشت. مجروحین را یکی یکی به اتاق عمل می بردیم و منتظر می ماندیم تا عمل تمام شود و بعدی را داخل ببریم. وقتی که دکتر اتاق عمل این مجروح را دید، به من گفت که بیاورمش داخل اتاق عمل و برای جراحی آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم .
همان موقع که داشتم از کنار او رد می شدم تا بروم توی اتاق و چادرم را دربیاورم، مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت:
" من دارم می روم که تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می رویم... چادرم در مشتش بود که شهید شد ".
از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم ...
یک وقت هایی می شود که
خودت را
تنها
چادریِ- کلِ خیابان می بینی
لبخند بزن، رو به آسمان کن و بگو:
خدایا
ممنونم که بهم اجازه دادی بین همه ی این آدمای رنگ وارنگ یه دونه باشم.
شک نداشته باش که این یک فرصتِ ویژه است تا برایِ او (خدا) هم یکی یک دانه باشی..
By Ashoora.ir & Night Skin